هدف: این مقاله به بررسی ارتباط میان نظریه بازی و بازیهای جنگ در راستای بهبود فرآیندهای تصمیمگیری در موقعیتهای بحران میپردازد. هدف اصلی این تحقیق، ترکیب هوش انسانی و سیستمهای هوشمند در بازیهای جنگ است تا از این طریق، تعاملات راهبردی با بهرهگیری از مدلهای نظریه بازی شبیهسازی و به راهبردهای قابل اجرا تبدیل شوند.
روش: این تحقیق از یک رویکرد تکنیکی برای افزایش قابلیت دسترسی به مدلهای نظریه بازی و تکرارپذیری بازیهای جنگ استفاده میکند. به این صورت که بازیگران جنگ میتوانند تصمیمات آگاهانهتری اتخاذ کرده و با استفاده از دادههای جمعآوریشده در بازی و گزارشها، تلاشهای شناختی خود را کاهش دهند.
یافتهها: نتایج این تحقیق نشان میدهند که نظریه بازی میتواند چارچوبی قدرتمند برای شبیهسازی و تحلیل بازیهای جنگ ارائه دهد، زیرا تعاملات راهبردی پیچیده را به مدلهای ریاضی دقیق تبدیل میکند. استفاده از روشهایی مانند استقرا معکوس و ترکیب شهود انسانی با سیستمهای هوشمند، امکان پیشبینی رفتار دشمن و تدوین راهبردهای عملی را فراهم میسازد.
نتیجهگیری: این تحقیق، پایهگذاری برای پژوهشهای آینده در این حوزه است و افقهای نوینی را برای پیشرفت و ارتقای بازیهای جنگ و مدلسازیهای نظریه بازی در شرایط دنیای واقعی پیش روی ما میگشاید. مقاله به معرفی بازی فرضی در زمینه تقابل میان دو کشور میپردازد و در مثالی دیگر جنگ ایران و عراق را در قالب نظریه بازی به عنوان چارچوبی تحلیلی برای بهبود شبیه سازی بازیهای جنگ و اتخاذ تصمیمات راهبردی ارائه میکند.